تبليغاتX
Oneline users :

خدا برایم کافیست - نمی دانم دوستت داشتم یا نه!؟

گفتی برو!باور نکردم.اما خشم تو ساده نبود..

گفتی برو! انگار محکمتر از همیشه بود.

مهربانیت رنگ باخت. گفتم به خاطر یک موجود خاکی رهایم می کنی؟

سکوت کردی. گفتی برو!

فریاد زدم نگاهم کن ...نگاهم نکردی....!

نمی دیدمت دلم نمی خواست آدمت را هم ببینم.

تکان می خورد و سخن می گفت انگار.

همه به خاک افتادند و سجده اش کردند.

گفتی جانشین من است خلیفه است...

روزی که از من خواستی به غیر از تو سجده کنم...به آن تلی از خاک

 که کم کم تبدیل به گل می شد..

من نمی دانستم جنس آبی که این خاک را گل می کند

چیست....نمی دانستم آب عشق چیست...آب روح چیست؟

از آن به من ننوشانده بودی...آخر جنس من از آتش بود و من برتر بودم!

من........سوختم.به خاک نیفتادم.چیزی تمام بدنم را فشرد.

نمی توانستم به این یک مشت گل زانو بزنم.ایستادم.

محکم و مقتدر ایستادم.گفتی زانو بزن.نتوانستم.فریاد زدم.

ابن همان آدم خاکی توست که ستم خواهد کرد.

سرکش و طغیانگر خواهد شد..

تنگ چشم و حریص و نا سپاس و مجادله گر.این آدم توست؟...

باز سکوت...آرام زمزمه کردی خلیفه است.

وای خلیفه خلیفه خلیفه چقدر خندیدم! خلیفه ای که دروغ می گوید.

خلیفه ای که گناه می کند.خندیدم و طعنه زدم.یک خلیفه گناهکار!...

گفتی نخوت تو را بلعیده است.

خندیدم!سجده نکردم!رانده شدم!

........نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟

قرنها از آن رور می گذرد و من ساکن زمینم.

بین همه این آدم های خاکی تو! بین همه دروغ ها و حرص هایشان.

بین فراموش کاری های گاه و بیگاه و نادانی هایشان!

بین همان ها که می خواهند نبودنت را ثابت کنند یا نادیده ات بگیرند.

همان ها که گاهی فقط گاهی به سراغت می آیند.

و من از شوق لبریز می شوم.

من! ابلیس فرزند آتش! ازذلت این عنصر خاکی لذت می برم.

از این که امیدهایت را نا امید می کنند شادی می کنم.

و دلم برای لغزشهایشان پر می زند!

و تو ! با همه قدرت و بزرگی ات زیاده گویی هایشان را می بخشی....

هنوز توبه می پذیری و باران می بارانی و مهربانانه سرافرازش می کنی!

عجب از او که مهربانیت را می بیند و ستم می کند

و عجب از تو که ستمش را می بینی و مهربانی می کنی....

و من هنوز از این که زشتی هایشان را نادیده می گیری آتش می خورم

و برای نابودی اش قسم می خورم .

برای سرگشتگی اش لحظه شماری می کنم...

منم ابلیس!...

 

"تولد هر نوزاد نشانه ی این است که خدا هنوز از انسان نا امید نشده است"

 

خدا برایم کافیست

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 16:59 توسط آیناز |