تبليغاتX
Oneline users :

خدا برایم کافیست - حتی زندگی هم سرشار از گناه است

سایه هایی در هم و بدونه برنامه

کسی که به دستانش اسمان داشت و برای قناری ها

هر صبح برکت می ریخت و

زنی که درد را فهمیده بود تا به ایمانش رجوع کند

دردها یکی دوتا نیستند

تا عمودی ترین شکاف روح نفوذ می کنند و فقرات آدم رو می خورند

باید چیزهایی را پذیرفت تا آمادگی داشت

مادرم صبح ها مرا بیدار می کند و تنها چهره ی معصوم اوست

که هیچگاه برایم تکراری نیست

تمام لحظه هایم مملو از تکرار و نهایت ها و گریزهایی است

که گهگاه هم چاشنی اش اخم ها و لجاجت ها و اشکها و

کمی هم محبت های زود گذر است

کاش در پهناورترین خصوصیات چهره ی خداوند می شد چیزهایی را دید

که کفر نبود

در لجنزار غلط زدن و دراز کشیدن چقدر لذت بخش است

کسی را می شناسم که می گوید

ما گلوله ای هستیم که به سمت خداوند شلیک می شویم

او نیز از خود دفاع می کند

او می گفت

ما یک سیگار را می مانیم

مانند او نرم و نازک و جذاب و گناه کار هستم

می گفت:

ما هرچه بیشتر اشک بریزیم بیشتر در لجن خودمان غلط می زنیم

ما برای آسمان واژه واژه می تراشیم و هیچگاه به فکر این نیستیم

که دردش چیست

گناه تمام زندگی یک نوزاد است

از ثانیه ای جرقه ی زندگی برایش تق می خورد

و با لذتی بی نهایت دنبال فتیله ای که گوگردوار می سوزد می رود

از زیر دالان های تاریک بالای تخته سنگ های زیر آب های بی نشان

و دره هایی بی بازگشت

به علفزار بیا به علفزار لجوج وحشی

به کفن نعمت بستن بنما

و بگو تا در عمق تنهایی یک قبر

آن قدر بگیردت در آغوش محکم

که بوی تعفن زود رست زیاد آزارت ندهد

ما همه ی مان گناه کاریم

گناه هایی سبک یا گران

 

خدا برایم کافیست

 

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 23:44 توسط آیناز |